محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

353

خلد برين ( فارسى )

و چون خبر اين شكست نمايان به انهاى بعضى از فراريان به خان احمد نادان رسيد غريق درياى دهشت و حيرت گرديده مركب هزيمت را در زير بار عزيمت كشيد و به مرافقت جهان جهان پريشانى و عالم عالم سرگردانى گريزان خود را به كوههاى صعب - المسالك اشكور رسانيد . و چون سپاه ظفر پناه راه به گريزگاه وى بردند صدر الدين خان صفوى و احمد سلطان و بايندر خان طالش و حمزه بيك طالش و اميره ساسان و ميرزا كامران با فوجى از بهادران چون شاهين تيز پر بر آن كوه و كمر برآمده امير بهادر را با چند امير ديگر به تيغ و خنجر از سر واكردند و مظفر و منصور روى توجه به معسكر ظفر اثر آوردند . روز ديگر معصوم بيك صفوى فوجى از غازيان فدوى را به گرفتن ملوك و حكام گيلان كه پناه به بيشه - هاى پر درخت و كوههاى سخت برده بودند روان نموده غازيان بر راههاى هولناك باريك و مغاره‌هاى پر دد و دام تاريك عبور و مرور و به نيروى دلاورى و زور سرپنجهء مردانگى دست جرأت به افنا و اعدام ايشان گشودند و ساحت آن ديار از خس و خار اقتدار آن گروه ديوسار پاك گرديده به حيطهء تصرف لشكر ظفر شعار درآمد . و چون مقصد و مقصود از تك و تاز جنود ظفر ورود ، گوشمال خان احمد بود نظر بيك استاجلو و امير غيب بيك استاجلو و قوچعلى خليفهء مهردار و پيره محمد خان استاجلو و امير اصلان بيك افشار و حيدر بيك تركمان از راهى كه چون رگ از دل سنگ عيان و گذارش بر كوههاى گردون‌شان و گل و لاى بىكران و جنگلهاى پر درخت و كمرهاى بسيار سخت بود روى به جستجوى او نهادند . و در اثناى مرور بر آن راه پر شر و شور ملك اويس رستمدارى كه داماد خان - احمد بود سر به كمند ذلت و خوارى درآورده گرفتار گرديد و ملازمان او را به ملك سلطان ابو سعيد برادر مشار اليه سپرده تمامى اموال وجهات و اسباب متملكات ملك اويس را به جهت سركار خاصهء شريفه به حيطهء ضبط درآوردند . و چون در آن كوه و كمر اثرى از آن آوارهء در بدر نديدند از راه ضرورت رخت اقامت به تنكابن كشيدند . و